سلام
گاهی به نوشته های جالبی برمیخورم و آنها را درجایی نگه داری میکنم تا هرازچند گاهی دوباره به آنها رجوع کنم. بعضی از آنها را با شما شریک خواهم کرد و اولین آنها هم همین مطلب پایین است. اما متاسفانه در اینترنت ودر وبلاگها غالبا منبع و نویسنده در انتهای مطالب ذکر نمی شود و من هم گاهی منابع را به یاد ندارم ! از اینرو ناچار به نوشتن مطلب بدون ذکر منبع میشوم .دراین مواقع به قول یکی از استادانم باید گفت "نبین که میگوید ، ببین چه میگوید."
---- تشبیه زندگی به فنجانی از قهوه ----

زندگي مثل يک فنجان قهوه است يک فنجان قهوه ي ترک و تلخ و براي هر کس به مقداري که بايد بنوشد ميريزند وهمه ي ما مجبوريم که بنوشيم اما اينکه چطور مينوشيم خيلي چيزها را مشخص ميکند:
*بعضي ها بيش از حد به طعم و مزه اش توجه ميکنند وبه همين خاطر تلخي اش خيلي اذيتشان ميکند
*بعضي ها متوجه تلخي اش ميشوند ولي به روي خودشان نمي آورند...
*بعضي ها با اينکه طعم تلخ اش را حس ميکنند به بقيه تلقين ميکنند که طعمش شيرين است و به آنها اميد ميدهند...
*بعضي ها با جار زدن طعمش آن يک ذره شيريني ای که براي بقيه باقي مانده هم از بين ميبرند...
*بعضي ها آنقدر سرشان به اطراف و کارهایشان گرم است که نمي فهمند چه خوردند...
*بعضي ها اصلا طعمش برایشان مهم نيست...فقط ميخواهند يک جوري تمامش کنند...
*بعضي ها از تلخيش لذت ميبرند ...اصلا طعم تلخ با مزاجشان سازگارهست و براشان لذت بخش است.
*بعضي ها نقش شکر را به عهده ميگيرندو باعث ميشوند که طعمش شيرين بشود و
نوشیدنش لذت بخش باشد...ولي اين شيريني معمولا به قيمت حل شدن آن شکر تمام ميشود...
*بعضي ها به اسم شکر ميایند ولي وقتي ازآنها استفاده ميکني ميفهميم نمک بودند.حسابش را بکنید در قهوه ي ترک نمک هم بريزيم چه زهرماري ميشود...
جالب اينجاست که هرچند که ما این قهوه را سفارش ندادیم ولی اگر بخواهيم اين فنجان را بیندازيم و بشکنيم و باقي اش را نخوريم بايد به يک نفر جواب پس دهيم پس این مورد آخر را برای خودمان هم که شده بهتر است که انجام ندهیم و از همان موارد بالا یکی را برگزینیم.(منبع: ـــــ ) 

فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه سمبول آزاده گي و شهامت ومردانگی امام حسين (ع)و72 تن از ياران باوفايشان را نه تنها به همه شيعيان بلكه به همه مسلمانان و همه ی انسان هاي آزاده و آزاد انديش جهان تسليت عرض ميكنم .بي گمان هيچ دلي نيست كه با شنيدن آنجه كه بر نواسه ی بزرگوار پبامبر(ص)و خاندانش گذشت به درد نيايدو به گريه نيافتد.
خوب که دقیق میشوم میبینم ما و يا نه خود من تا كنون بيشتر ارتباط عاطفي با واقعه كربلا داشتم تا اينكه به اين واقعه بيانديشم وتحقیق كنم ويا اينكه بطور عملي از آن چيزهايي بياموزم و درزندگي شخصي ام به كار برم .هرچند درکنار لباس سیاه پوشیدن و عزادار بودن واشک ریختن خیلی چیزها هم از حادثه کربلا شنیده ام و خوانده ام.
به این فکرم که چقدر خوبتر ميشود اگر كه همه ی ما دوستداران و عزادارن امام حسین (ع) با فرارسيدن ماه محرم علاوه بر ابراز محبت به خاندان بزرگوار پیامبر و عزاداري براي امام وقت بیشتری را به معرفت ایشان و اندیشیدن به اهداف بزرگ این دلاورمرد تاریخ و درسي كه امروزه ما از انقلاب بزرگ امام حسین ميتوانيم بگيريم اختصاص دهیم.به نظر من دراین صورت خيلي بهتر مسؤليت خود را انجام داده ايم البته قصد شعار دادن ندارم و تنها به جنبه عملي اين كار فكر ميكنم كه اگر هرمسلمان نسبت به اين مسله احساس مسئوليت كند آن وقت وضع جامعه اسلامي خيلي ازوضعيت كنوني بهتر خواهد شد.
این روزها کتاب "حماسه حسینی " نوشته استاد متفکر مطهری را میخوانم و شما را هم به خواندن آن دعوت میکنم .(دریافت کتاب)
پ.ن: برای دریافت کتاب بعد از فشردن لینک و لود شدن سایت رپیدشیر گزینه free user را درآنجا انتخاب کنید.

