تبليغاتX
پيامبر اكرم (ص): يك ساعت انديشه بهتر از هفتاد سال عبادت است ! ا ساحل انديشه

سلام
من بازگشتم از سفری که لحظه لحظه‌ي آن خاطره است...

كعبه درمسجدالحرام

مسجد نبوي در مدينه



بله جاي همه شما خالي به سفر عمره رفته بودم ويادم هم بود تا براي همه دعا كنم:دعا كردم براي مسلمانان تا هرچه زودتر ازاين خواب زمستاني بيرون بيايندو تكاپويي بكنندو وحدت را تجربه كنند، دعا كردم براي افغانستان عزيز و مردم رنجديده ولي آزاده اش تا يكي شوندو بسازند، ودعا كردم براي همه‌ي
دوستان وبلاگنويس تا به حاجت دلشان برسندو در پايان براي خودم هم دعا كردم..

راست ميگويند كه بسيار سفر بايد كرد تا پخته شود خامي و هيچ شكي نيست كه سياحت چقدر به علم انسان ميافزايد فرقي نميكند كه اين سفر اعتقادي باشد يا سياحتي و دراين سفر من هم خيلي چيزها آموختم و  راستي يادمان باشد كه در سفرهاي اعتقادي جسم و روح خود را يكجا با خود ببريم چرا كه اگر صدبار با جسم خود به اين قسم سفرها برويم مثل اين است كه يكبارهم چنين سفري نرفته ايم ولي اگر با روح وتن به يك سفر اعتقادي برويم آنوقت شايد چيزي بدست بياوريم!
در اين مدت چيزي كه شاهد آن بودم سختگيري هاي بي مورد به زايرين توسط خادمين حرمين درسعودي  و در مقابل تعصب بي مورد بعضي از زايرن كه گاهي به خرافات هم سوق داده ميشوندو بدون شك اين همه از آگاهي پايين سرچشمه ميگيرد ،دلم ميخواست هردومورد نباشند به جاي ان همان اعتدالي باشد كه شعار اسلام است .بگذريم الان احساس ميكنم مخزن انرژي ام پرشده است براي زندگي بهتر دراين دنياي ......اميد كه اين احساس واين سفر نصيب همه مشتاقان بشود و از همه مهمتر اين سفر با معرفت اين سفر نصيبتان باد.و درمورد آن تحول فكرميكنم كليد آن را بدست آورده‌ام و بدون شك كه تحولي صورت نميگيرد مگر به دست خود انسان
و باتشكر از همه برادارن محترم و خواهران گلم كه درنبود من چشم رنجه كرده و‌به‌اينجاكليك فرما شدند!

 

نوشته شده توسط تمنا در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 9:31 | لینک ثابت |
سلام

این روزها از همان روزهایی است که عمیقا حس میکنم که خدای مهربان خیلی دوستم دارد و مواظبم هست و چقـــــــــــــــــدر هم  حس خوبيست اين حس!
من عازم سفرم و يكي دو هفته اي در اطراف دنياي مجازي نخواهم گشت پس پيش از پيش بابت اينكه نميتوانم به روز باشم و به وبلاگهايتان سربزنم عذر پيش ميكنم.شايد بعد از برگشتن اگر فرصتي پيش آمد سفرنامه ام را هم نوشتم و دراين مدت هم اگر دستم به اينترنت رسيد تا سري به اينجا و دوستانم نزنم رهايش نخواهم كرد!راستي برايم دعا كنيد تا ره آورد اين سفرم آن تحولي باشد كه از ديرزماني به دنبال آن هستم شايديك تحول ۱۸۰ درجه اي و من هم حتما برايتان دعا خواهم كرد.به هر حال براي تك تك عابران انديشمند اين ساحل هميشه آرزوي سرافرازي و سربلندي دارم.
تا بازگشتم بدرود.
سبز باشيد و پايدار

همیشه رفتن رسیدن نیست ولی برای رسیدن باید رفت
در بن بست هم راه آسمان باز است. . . . .پرواز بیاموز!
                     (دکتر علی شریعتی)  

                  
                         

نوشته شده توسط تمنا در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 1:8 | لینک ثابت |

به نام خدای پرستوها

امیـــــــــــــد
رمز تدام حيات،
سوخت موتور زندگي
و دليل كوچ پرستوسـت!

آري،
اميد بايد داشت
و با اميد بايد زيست
و چه زيباست زيستن با دنياي از اميد
و چه تلخ است زندگي آن سان
كه اميدي نباشد در دل
كه رمقي نباشد در تن!
۸/۴/۲۰۰۸

اميـــــــــــــــد

 

نوشته شده توسط تمنا در جمعه هفتم تیر 1387 ساعت 22:35 | لینک ثابت |

به نام به وجود آورنده‌ي محبت مادري 

بيست و چهارم جوزا (خرداد)يعني جمعه ای که گذشت در افغانستان روز مادر بود.واقعیتش من خودم نمیدانم علت نامگذاری اینروز به عنوان روز مادر چیست یعنی چه پیشینه تاریخی دارد؟!(كسي ميداند؟) اما به هر حال هر روز سال روز مادر است و مادران همیشه برای همه ما عزیزند.بنا براین از همینجا هرچند دیر روز مادر را به مادر عزیز و دوست داشتنی خودم و همه ی مادران دنیا تبریک میگویم  و امید دارم که سایه مادر از سر هیچ نوجوانی کم نشود!
نميدانم ميشود اسم اين چند خط را شعر گذاشت يانه ولي اگر شد،من از آنجايي كه به شعر و شاعري علاقه دارم چند وقت پيش براي بار اول اينها را روي كاغذ براي مادر جانم سياه كردم.از دوستان خوب اديب و اهل قلم هم خواهشمندم كه مرا  در شروع اين راه راهنمايي كنند!

مادر ای که هستــــــــــــی غم خوارم
بی تو سیاه میشــــــود همی روزگارم
آنچه می کشی از برایم زحمت است
لیکن درنظرمن بساتی ازرحمت است
گـــــــــــه سختی تویی سنگ صبورم
پنـــــدهایت به صبوری میکند مجبورم
شــــــــکر کنم روز و شب رب جلیل را
که گــــــــذارد زیر پایت جنت جمیل را
******

مادر

 

نوشته شده توسط تمنا در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت 14:41 | لینک ثابت |

به نام آنکه هستی نام از او یافت

آدمها چهار گروهند:

  1. کسی که نمی داند و نمیداند که نمی‌داند، او نادان است از او دوري كن.
  2. كسي كه نمي داند و ميداند كه نمي‌داند، او خام است به او بياموز.
  3. كسي كه مي داند و نميداند كه مي‌داند،او خواب است بيدارش كن.
  4. كسي كه مي داند و ميداند كه مي‌داند،او يك آگاه است ازاو پيروي كن.

 امثال و حكم عربي

سبز باشيد و پايدار

نوشته شده توسط تمنا در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387 ساعت 9:20 | لینک ثابت |

دلنوشت:
           رفتم مدرسه و دوباره قبل از درسها بايد سرود ملي ميخوانديم .چي؟ سرود ملي افغانستان ؟ نه نه ،مسلم هست كه در مدرسه هر كشور طنين سرود ملي همان كشور هر صبح به گوش ميرسد.از اينرو گاهي اين مسله نبودن در وطن را بيشتربه يادم مي آورد.يك بار هم براي دل خودم تصور كردم كه درحال خواندن سرود ملي افغانستان هستم: دا وطــــــن افغانستان دي/ دا عـــــــــزت دا هر افغان دي... (بقيه سرود ملي  ترجمه آن به فارسي را در اينجا ببينيد) گاهي هم با اين شعر سهراب سپهري خود را دلداري مي دهم كه:
    هر كجا هستم باشم آسمان مال من است

پنجره،فكر،هوا،عشق،زمين مال من است

چه اهميت دارد گاه اگر ميرويند

قارچ هاي غربت!   

پ.ن‌:
اين دفعه خيلي بي سر و ته نوشتم مگر نه؟
(البته دلنوشت ما همينطوري است چه كنيم!)
فعلا تا درودي ديگر بدرود.

نوشته شده توسط تمنا در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 15:22 | لینک ثابت |

سلام

مدرسه و سال جديد تحصيلي هم شروع شدو  چقدر هم فضاي مدرسه از جنب و جوش و تكاپو اشباع شده بود.واقعا در مدرسه و جايي كه آدم چيزي مي آموزد زمان خيلي پرثمر و مفيد ميگذرد و برعکس گاهي ساعت ها ميگذردو به خود مي‌آيم و متوجه ميشوم كه كار پرثمري نكرده ام!

 گذشته از این من اگر بخواهم به جایی برسم باید مواظب وقتهای تلف شده ام هم باشم منظورم از وقت تلف شده همان دقایق و لحظه های خالی ای هستند که در طول روز از نظرها افتاده اند.مثلا من هر روز که میروم مدرسه و برمیگردم بیش از ۳۰ دقیقه را در بس مدرسه و بین راه میگذرانم. وقتی این مطلب پایینی را در یکی از کتب خواندم دلم برای آن یک ساعتی که هر روز هدر میرود سوخت:

اینکه دکتر داروین بسیاری از کتابهایش را در همین دقایق کوتاه به مرور زمان نوشت ودکتر ماردن کود یکی از کتب شعرش را در حین رفتن از خانه یک بیمار به خانه بیمار دیگرش نوشت.دکتر بورنی زبان فرانسوی و ایتالیایی را طی رفتن از خانه به محل کارش  و برگشتن از آنجا آموخت و و و...

  نکته اخلاقی این مطلب :
از همین امروز باید دست به کار شوم و یک کاری در این دقایق تلف شده به سرانجام برسانم ...( شوخی نیست، نه، این یکی را خیلی جدی گفتم!)

 

نوشته شده توسط تمنا در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 18:39 | لینک ثابت

ســــــــــــــــــلام دوستان

نميدانم تا حالا اين جمله را شنيده ايد يا نه كه خواسته هاي دروني انسانها در آينده دور يا نزديك حتما در زندگي آنها به حقيقت ميپيوندند و يا اين ضرب المثل قديمي كه خواستن توانستن است.

من هم بارها شنيده ام اما حالا فهميده ام كه واقعاهمينطوراست.چطور مگر؟! چون من خودم كه فكر ميكنم ميبينم كه خيلي اتفاقها در گذشته بوده اند كه من خواستار به وقوع پيوستن آنها بوده ام و الان خيلي از آنها بدون اينكه من حواسم باشد اتفاق افتاده اند و جز‍‍ي از زندگي ام شدند وغيره.. نميدانم اسم اين خواسته هاي به حقيقت پيوسته را ميشود گذاشت سرنوشتي كه خود ما رقم ميزنيم و ياجيزهايي كه تصادفي پيش آمده اند و يا هر چيز ديگر اما ميدانم كه نميشود آنها را انكار كرد. راستي حالا كه اينطور است امتحانش كه ضرر ندارد!شما هم اگر اهداف بزرگي در سر داريد، همچنان آنها را در سر داشته باشيد! و هميشه به آنها فكر كنيد والبته در راستاي بدست آوردنشان تلاشتان را ادامه بدهيدو مطمئن باشيد كه يك روز  آنها را در مقابلتان خواهيد يافت. براي من كه اين موضوع قابل بحث و جالب به نظر مي اید شما هم اگر دلتان بخواهد ميتوانيد در اين مورد سرچ يا تحقيق كنيد و به دنبال مواردي اين چنين در اطرافتان و زندگي خودتان بگرديد حتما مواردي را خواهيد يافت. برای شروع حتما این لینک را دنبال کنید پشیمان نمیشوید! صدو بيست قانون طبيعت(نوشته ي برايان تريسي):
1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .

2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .
همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .

3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .
زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .

4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد .

5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :
- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .
- آنها را از بین ببرید .

6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .
آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است .

7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.
رمز موفقیت دو چیز است :
- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .
- مشخص کردن انگیزه ها .

8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .
ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .

9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند .
شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .

10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .
هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
===============
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر .شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .
.......۱۲۰

پس تا درودي ديگر بدرود

نوشته شده توسط تمنا در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:16 | لینک ثابت |

سلامی دوباره

 اين روزها بحث درمورد مولانا و اينكه بلاخره اين بزگوار كجايي اند داغ است يكي ميگويد افغاني است چون همانطور كه از نامش پيداست و خود ايشان هم در اشعارش فرموده زادگاهش بلخ كه يكي از شهرهاي بزرگ افغانستان هست مي باشدو ديگري ميگويد از ايران است چون آن زمان بلخ جزيي از ايران بوده و سومي ادعا دارد كه نه مولوي از تركيه ميباشد چون به آنجا مهاجر شده و زيسته و در همان ديار هم مدفون است و...
اين گروه از افراد تا زمانيكه بخواهند سر تن و جنسيت اين شخصيت بزرگ دعوا كنند،از اين بحثها هيچ وقت به نتيجه اي نخواهند رسيد.به نظر من مولوي از آن هركسي است كه مولوي و اهداف نهفته در اشعارش را  بشناسند و بفهمند و براي آنها ارزش قايل باشند و خالصانه اشعارش را دوست داشته باشند.باري مثل اينكه مردم آمريكا او را بيشتر ميفهمند  چرا كه در سالهاي اخير  ترجمه كتاب اشعار او جز كتب پرفروش سال آمريكا بوده و مردم بدور از اين گونه تعصبات ما شرق نشينان  از او فيض ميبرند.

 این ابیات از دفتر اول مثنوی معنوی  (ني نامه ) مولانا جلال الدین محمد بلخی را به شما تقدیم میکنم:

بشنو اين ني چون حكايت ميكند

از جدايي ها شـــــــــكايت ميكند

كز نيســـــــــــتان تامرا ببريده اند

در نفيرم مـــــــــرد و زن ناليده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شـــــــــــرح درد اشتیاق

هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش

باز جوید روزگار وصــــــــــل خویش

.....

مولانا

دوستان ميتوانيد كتاب مثنوي معنوي مولانا را ازاینجادانلود كنيد.
( اگر با دانلود مشكل داشتيد حتما به من خبر دهيد!)

راستی اندیشه شما در مورد  مولانا چیست؟
اگرانديشه‌اي داشتيد در قسمت نظرات بنگارید.

تادرودي ديگر بدرود!

نوشته شده توسط تمنا در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 10:11 | لینک ثابت |
اول سلام

واما بعـــــــــــــــــــد......

بايد بگويم از قضاي روزگار من هم  جزء نوجوانان مهاجر هستم و تا آنجايي هم كه حافظه ام  مرا ياري ميكند،از همان وقت كه با الفباي زندگي در اين ديار فاني  آشنا شدم كماكان با الفباي مهاجرت هم خو گرفتم.حالا من هستم و زندگي +مهاجرت! خوب هميشه با هم نميسازيم ولي در كل از آن دو راضيم چرا كه خيلي چيزها را از صدقه سر آنها ياد ميگيرم و با هم ماجراها داريم.سعي ميكنم تا آنجا كه ميتوانم خوب، صادق،مفيد،بامرام و....( لطفاً هرچي صفت خوب هست شما جايگزين ...كنيد!)و در مقابل هم خدمتگزار هر بشري كه كم از كم يكي از اين صفات را داشته باشد هستم.

راستي در عنوان نوشته ام روز نوشت!

                                                   خوب، اين روزها هم به روال عادي خود ميگذرند.منتظر هستم سال تحصیلی نو مدرسه ما فرارسد.تا آن وقت هم من با كارهاي عقب مانده و كوه شده ام مثلا كلي كتاب براي خواندن و كلي كار براي انجام مشغول خواهم بود.در پناه حق

نوشته شده توسط تمنا در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 12:27 | لینک ثابت
 
business article
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar